ما وظيفه خودمان را انجام مي دهيم!

دو تا كارگر در حال كار بودند. يكي زمين را مي كند و ديگري آن را پر مي كرد.
عابري كه از آنجا رد مي شد از آنها پرسيد: «چرا كار بيهوده انجام مي دهيد؟»
يكي از آن دو كارگر كه از سوال عابر ناراحت شده بود، گفت: «ما كار بيهوده انجام نمي دهيم. ما هميشه سه نفريم. يكي زمين مي كند، دومي لوله را كار مي گذارد و سومي رويش را پر مي كند. امروز نفر دوم مريض بوده و سر كار نيامده است ولي ما وظيفه خودمان را انجام مي دهيم.»

-----------------------------------------
شرح: فقط ماشين براي انجام صحيح وظايفش به آموزش نياز ندارد. حتي كارگران ساده نيز به حداقلي از آموزش و قدرت تحليل نياز دارند كه بايد در مجموعه اقدامات مديريت از مرحله جذب تا ... مورد توجه قرار بگيرد.

فرار به سوی خدا

 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود. وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

منبع :پیک آموزش رسانه

به نقل از حاج محمد اسماعیل دولابی

داستان دو بازرگان

 

روزی دو بازرگان به حساب معامله هایشان می رسیدند. در پایان، یکی از آن دو به دیگری گفت: طبق حسابی که کردیم من یک دینار به تو بدهکار هستم. بازرگان دیگر گفت: اشتباه می کنی! تو یک و نیم دینار به من بدهکار هستی؟ آن دو بر سر نیم دینار با هم اختلاف پیدا کردند و تا ظهر برای حل آن با هم حرف زدند اما باز هم اختلاف، سر جایش ماند. هر دو بازرگان از دست هم خشمگین شدند و با سر و صدا تا غروب آفتاب با هم در گیر بودند. سر انجام بازرگان اولی خسته شد وگفت:بسیار خوب!تو درست می گویی! یک روز وقت ما به خاطر نیم دینار به هدر رفت. سپس یک و نیم دینار به بازرگان دوم داد. بازرگان دوم پول را گرفت و به سمت خانه اش به راه افتاد.
شاگرد بازرگان اولی پشت سر بازرگان دوم دوید و خودش را به او رساند و گفت:آقا،انعام من چی شد؟ بازرگان ،پنج دینار به شاگرد همکارش انعام داد. وقتی شاگرد برگشت بازرگان اولی به او گفت :مگر تو دیوانه ای پسر؟! کسی که به خاطر نیم دینار ،یک روز وقت خودش و مرا به هدر داد چگونه به تو انعام می دهد؟! شاگرد پنج دینار انعام بازرگان دومی را به اربابش نشان داد.آن مرد خیلی تعجب کرد و در پی همکارش دوید و وقتی به او رسید با حیرت از او پرسید:
آخر تو که به خاطر نیم دینار این همه بحث و سر و صدا کردی، چگونه به شاگرد من انعام دادی؟! بازرگان دومی پاسخ داد:تعجب نکن دوست من، اگر کسی در وقت معامله نیم دینار زیان کند در واقع به اندازه نیمی از عمرش زیان کرده است چون شرط تجارت و بازرگانی حکم می کند که هیچ مبلغی را نباید نادیده گرفت و همه چیز را باید به حساب آورد،اما اگر کسی در موقع بخشش و کمک به دیگران گرفتار بی انصافی و مال پرستی شود و از کمک کردن خود داری کند نشان داده که پست فطرت و خسیس است.
پس من نه می خواهم به اندازه نیمی از عمرم زیان کنم و نه حاضرم پست فطرت و خسیس باشم.
(بر اساس حکایتی از کتاب قابوس نامه)
منبع :پیک آموزشی رسانه

سروده بهلول( شیخ بهایی) درباره حضرت امام وانقلاب

پس از حمد حق ودرود رسول                       ثناء همه خاندان بتول

مرا هست مقصود دراین کتاب                      بیان  کردن قصه انقلاب

که رخ داد در دولت پهلوی                         بدست توانای مردی قوی

خمینی خروشان ولی باوقار                         امام خردمند پرهیزکار

       زعیم شجاع وکریم سخی                           که دین یافت از همتش فرهی

گر آن همت وقهرمانی نبود                       دراین روز ازدین نشانی نبود

اگر چه دراطراف این داستان                      نوشتند بس نظمها دوستان

ولی نیست منظومه کاملی                          که آن راکند کاملا منجلی

کنون کرده ام همت وعزم جزم                   که این داستان را درآرم به نظم

دراول طلب می کنم از خدا                      که توفیق این کار بخشد مرا

به توفیق حق پا در این ره نهم                  من این قصه را شرح کافی دهم

اگر چه نیاید ز شخصی حقیر                   چو من کاری این سان بزرگ وخطیر

منبع : کتاب بهلول عجوبه قرن چهاردهم 

چگونه صحت اخبار آنلاین را بررسی کنیم؟

چندی پیش یک برنامه نویس کامپیوتر با راه اندازی یک وب سایت و صدور بیانیه ای ادعا کرد که تحقیقات نشان می دهد کاربران اینترنت اکسپلورر در مقایسه با کاربران سایر مرورگرها از هوش و ذکاوت پایین تری برخوردارند.
بسیاری از رسانه های مهم بین المللی مانند سی ان ان و بی بی سی در دام وی افتادند و پژوهش ادعا شده را به عنوان خبری موثق منتشر کردند.
در پی افشای جعلی بودن خبر یادشده این رسانه ها به اشتباه و کوتاهی خود در اطمینان از صحت خبر اذعان کردند.
البته در این خبر سی ان ان هنوز به کذب بودن تحقیق مذکور اشاره ای نشده است.
حال این سوال مطرح است که چگونه می توان از تکرار چنین اشتباهی که به گمراه کردن عموم مردم منجر می شود پیشگیری کرد؟
مندی جنکینز و کریگ سیلورمن که سابقه ای طولانی در عرصه روزنامه نگاری دیجیتال دارند، می گویند سازمان های خبری می توانستند با اتخاذ چند تدبیر ساده از این اتفاق جلوگیری کنند.
خانم
 جنکینز سردبیر در وب سایت هافینگتون پست و آقای سیلورمن سردبیر سایت OpenFile.ca با انتشار مطلبی نکات زیر را برای اطمینان از موثق بودن منابع و گزارش های دیجیتال ارائه کرده اند.

 

ادامه نوشته

عجایب هفتگانه جهان!

 

 

 

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:
اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟
دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.
در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.
پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.
آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم