اشعار زیر جدیدترین از دل نوشته های آقای عباس دمیرچی شاعر جوان کلنجینی است. این شاعر جوان قبل از این اشعاری را در مدح فرهنگ و مردم کلنجین سروده است.

فرهاد به هر تیشه که زد، عشق فزون شد

از عقل رها گشته و درگیر جنون شد

هم صبحت او کوه شد و سختی سنگش

بارید دو چشمش ز غم و کاسه خون شد

از سنگ تراشید شبی پیکر شیرین

شد محو تماشای وی از خویش، برون شد

از مدرسه عشق بیاموز و چنین باش

فارغ شو که معشوق چه ها کرده و چون شد

بر رفته و نیا آمده ایدوست میندیش

باید که صفا بخش دل خویش، کنون شد

=============================

ای ساقی گلچهره، تعلل تاکی؟

پیش آر پیاله را، تحمل تا کی؟

دریاب و بگیر دست این افتاده

در بازی خار و خس، تنزل تا کی؟

گویی که به زندان ابد محکومم

در حلقه خواب وخور، تسلسل تا کی؟

از شاید و اما و اگر دلگیرم

بر گستره غزل، تفال تاکی؟

با مرکب عشق راهی دریا کن

در برکه مختصر، تعقل تا کی؟

اشعار آقای عباس دمیرچی را می توان در تلگرم به آدرس  abbasdmirchi @ مشاهده نمود.